الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
466
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
است در جاى ديگر مىخوانيم : وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ : « خداوند قوم كافر را هدايت نمىكند » ( بقره - 264 ) . در اينجا كفر به عنوان زمينه ساز گمراهى ذكر شده . باز در آيه ديگر مىخوانيم : إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ : « خداوند هدايت نمىكند كسى كه دروغگو و كفران كننده است » ( زمر - 3 ) . در اينجا نيز دروغگويى و كفران را مقدمه ضلالت شمرده است . و در جاى ديگر آمده : إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ : « خداوند هدايت نمىكند كسى كه اسرافكار و بسيار دروغگو است ( غافر - 28 ) . يعنى اسراف و دروغگويى عامل گمراهى است . البته آنچه در اينجا آورديم قسمتى از آيات قرآن در اين زمينه است ، بعضى از اين آيات با همين مفاهيم كرارا در سورههاى مختلف آمده . نتيجه اينكه قرآن ضلالت الهى را مخصوص كسانى مىشمرد كه داراى اين اوصافند : « كفر » ، « ظلم » ، « فسق » ، « دروغ » ، « اسراف » و « كفران » . آيا كسانى كه داراى اين اوصافند شايسته ضلالت و گمراهى نيستند ؟ ! و به تعبير ديگر كسى كه مرتكب اين امور مىشود آيا ظلمت و حجاب قلب او را فرا نمىگيرد ؟ ! باز به عبارت روشنتر اين اعمال و صفات آثارى دارد كه خواه ناخواه دامن انسان را مىگيرد ، پرده بر چشم و گوش و عقل او مىافكند ، و او را به ضلالت مىكشاند ، و از آنجا كه خاصيت همه اشياء و تاثير همه اسباب به فرمان خداوند است ، مىتوان اضلال را در تمام اين موارد به خدا نسبت داد ، اما اين نسبت عين اختيار بندگان و آزادى اراده آنها است . اين در زمينه مساله ضلالت ، و اما در مورد « هدايت » نيز شرائط و اوصافى